اشداءعلی الکفار
حق بگفتاکه اشداءعلي الکفارباشچيست اشداء،کيست کافردرتلاشدرمعيت بارسول درسه حالت شدرواديگران ياکافروياخودي درانتهاشکافران شددراشداءرحم باشدبرخوديسدکافربرکني اين اشداءدرتلاشهست اشداءآخرين سطح عملهرچه خواهي کم نيابي درحواشزآنچه پوشش داده باشدتيررسياکه صاحب پوششش باشدبجاشاين اشداءبرخوداست ياديگريارمهياي ...
غد یعنی فردا
فعل کاری گرکنی آن درزمان بایسته استهرزمان نتوان عمل چون گذشت ونامدست  چونکه در روز جاریت بقاوقت کاراینجابدانهی نگوزمان آیندهکنم نیست  روز آینده در زمان دیده ای کس راکه درروز بعدعمل آردبجاچون شودزمان آیندهنامش بودامروزهانیست روز آینده درزمان آنهم دراوعامل شدنچون نیابی در زمان آن به قول ابترشدنپس نگوم...
خوض درایات حق
دیده ای بعضی به خوضی اندرندغوردرآن می کنندعاشقترند خوض درآیات حق پیوسته باشدکارشاناینچنین شیوه دمادم بارشاندرچنین مجلس بکن اعراض آنتاشودحاصل به خوضی دیگرانمجلس دیگرشده درکمندخوضیانفرصتی کم می دهنددرشیوه اعراضیانبرده شیطان ذهنشان عاشق خوی خودندچیست فرمان درچنین کویی شدندبسته راه اعتراض خویشان یک گونه...
دون الله
دون حق رادان به گمراهی ثمرعاشق شیطان شده پرشوروشر اوندا رد نفع وضری بهرماراه ماازاوجداکی کنداوجابجادرشگفتم دارداو همدم وفوردرهدایت دست برده آن به شوردوست دارندعده ای اعقاب خودتاروندبرسوی اوباپای جوددرشگفتم بعدازشرح اصول عده ای ماننددروهنی شمولراه دون باشدبه گمراهی سبقحق بدان انراکه خالق درطبققدسیان ...
انسان
کرده خالق جعل انسان درزمینازبرای خودخلیفه این چنین گشته انسانها به گوناگون سیرهریکی ازوجه ای آردثمروجه ای فاسق ودیگرظالمستدرنهایت کفرآردناطقستهی بگویدهی بگویدبیش وکمدرعمل نایدوراازبیش وکماوشده یک مردقال بی عملازچنین شیوه چه زایددرجملهم خدارابغض آردهم دگردیگری گویم شمرآن رابه برقول وفعلش درهم است این...
انصارالله
قدم درره نهادم بهر قربتبدیدم رنگ رنگ دراین شریعت که هرکس طالب فیض عظیم استدگرکس راندانددرطریقت زحق جویاشدم رازی به جستنبگفتاباش انصاری به سرعتچگونه نصرتت ازمن برآیدچگونه من کنم این ره طریقتبگفتامن بگویم شرح حالیبه عیسی شدحواری بهرخدمتبگفتا عیسی ازراه هدایتکه (من انصاری است)درسوی وصلتشدنددرطوف اوودرر...
چهارزن
گریکی رارنج دنیاشدثمر دیگری رادستگیری شدکرر چون که گشتی غافل ازهم کیش خود یابه کیش دیگری باشی چوجود  این وآن رازن کناردرپای دین  کن اطاعت تاشوی عز جبین جنگ شدکشته ازاعضاءبه چند شب شدوحامیان درپای بند حامی ایتام شوآنچه باشداستطاع ازبکی تاچهارگیراین شوددرافتتاح گرکه دیدی محرم ونامحرمی هم دردرون کن به ...
شفاعت
کیست شفیع اندرمقام ابتلاخیرباشد کاراویاکه شری مبتلا اوشفاعت می کندازبهرکس ذونصیب است کاراودرین نفس گرکه باشدحسن کارواسط خیری شده  می بردبهره زان بانصیبش تاشده کارخیری گرکنی یاکارشر حق نگهداری کند آیدثمر واسط کاری شدن داردثمر یابه حسن اید یاشودپردردسر  گرکه نفرینی کنی توبرکسی عایدخودمی کنی برآن رسی گ...
قسط وعدل
صاحب ایمان گشتی دربقا مومنی کن تابری آن راسما درعدالت کوش ودرقسطش روا کن به قوامش جلاومبتلا شاهدی گرمی کنی بهرخدا این چنین شیوه دهددل راصفا چون شدی اندرعدالت جست وخیز هرکجادیدی ثمرآن نماباچشم تیز حق بگوگرباشدآن برضدنفس والدین واقربین هم زین به پس  گرغنی است وفقیرحق برملا چون کنی حق راروااین است دوا ...
حجاب
گویمت چندین کلام اندرحجاب هم زقران وروایت همچو آب گاه شمول است آدم وحوابه جد گاه کننددرحج عریان آن به ضد یابنی آدم بگیرید زینت خودرابه حق  نزدهرمسجدکه رفتی  درسبق  گوییاکردندحرام آن رابه خود زینت خودکندن وآرزوی کسب سود گفته است خالق چه کس کرده حرام زینت حق راکه خودکرده مرام خارجش کرده برای بنده اش  ...
زينت
چیست زینت انچه رانامندحجاب ؟زیورآلات است ویااندام ناب؟ زلف وساعدساق سیمین درشمار  یاکه سبزه اسب واستر پای کار درزمین است زینت ودراسمان  هم لباس ومرکب وزیب زنان حلیه گویندبعض آن درروشنی زینت وحلیه جداشدزین سری زیورالاتی اگرزینت شود! درمغازه زیور ودرنزدزن عریان شود جای زیورگشته مذموم یاکه زر؟ جای زیور...
احسن تابع
آیه هیجده زمرراخوانده امیستمعون القول وپس یتبعون احسنه  قولها رابشنوواحسن گزین این شده فربه به دیگرممکنه  چیست قول واستماعش درکدام؟ احسن القولش کدامش ممکنه ؟ فردیت اصل است یاجمعی تمام؟ احسن القول یاکه قولی احسنه؟ قول فرداست استماعان بیشمار؟ یاکه قولهادرفزون واحسن آن دریده ؟ یستمعون القول همه گوشیم ب...
قتل نفس
کردموسی قوم خودرااین خطاب  ظلم کردیدنفستان باتخاذعجل باب  گرکه خواهید ازچنین ظلمی رهید توبه رابرسوی باری تان برید بعدآن مشغول قتل نفس خویش  خیرباشداین چنین کردن به سود توبه یعنی بازگردی درصراطی مستقیم  تاکه دلبرخواهدت دلبری بهرش نهیم  قتل نفس آیابود دیگرکشی؟ یاکه خوی نفس راازعجل تهی ؟ ظلم توازعجل در...
فکرسالم
فکرباطل کی ترایاری کند اوزندآتش بدل فانی کند کرده ای دردل امیدی نابجا گاه ازمال وگاه فرزندرا هردوهم باهم شوندقادرنیند درنیازت باتوان ازحق کنند  گاه امیدواهیت آتش زنه است می زنندآتش بدل دلداریت  نیت ناپاک نباشد یارتو یارگیرآنرا که آیدسوی تو قدسیان دنبال چی گشتی روان  فکرسالم هم کندشادوجوان  Adblock t...
دردعاشق
عاشقی رادیده ام دردش شده  عشق سوزان دردشه باغم شده  گویدش درمان ندارددرداو  بینم اورانحله اش باشدچه سو  ها،دردعشقت خالق یکتابود  روبسوی اوکنی عالی بود  چونکه گیری سوی اوتاب وقرار  اوکنددرمان دردت برقرار دیده ای راهی بودبی انتها  کنده ای چاهی زنی درآن صدا  دردبی درمان نباشددرداو  اوکنددرمان به کمترگف...
عزت وذلت
دیده ای شب رابه روزاندرشده وان دگرروزم به شب بسترشده  روزهااندرتلاش وجست وخیز  شب بودآرامشی دراین ستیز  روزوشب دنبال هم گرددروان  تابگیری قوت نان وقوت جان گربگیری شب نشان ظلمت ونابخردی  روزباشددرجلاوبخردی  اندک اندک می شود تبدیل هم  هم شودنابخردی دربخردم  کفرودین هم اینچنین باشدیقین  تاشوی توحامی وا...
فرصت
فرصت شامل غنیمت دان هردم شودازدست برون بابیش وباکم نوشته بهرماقانون محکم که باشی پیروش باشورخاتم هرآنچه می کنی آیدبسویت نتیجه میدهدباشوروباغم الاانسان عدالت شرط راه است نشی محزون وخافی آخرین دم حسینی
قضاوت
لحظه لحظه زندگی باشی اندرامتحان کارخوب وبدتوعاقبت گرددعیان گرشدی اندرقضاداوری راکن به حق دشمن است یادوست توحق راکن توعیان هرچه باشددرجهان چرخشش باشدبحق گرشدی ازحق برون می شوی اندرزیان آمده قانون حق ک
اختيار
هرنبی رادشمنیست گشته اندتکذیب خلق نقش آزادیست این دررضاباشندزحق چون که باشداختیارگیردرراست وچپیم هرچه راکردی گزین بهره ات گرددبه حق اوغفوراست ورحیم مقصدماسوی او حزب شیطانی کشدسوی خودبازرق وبرق هرکه ا
عبد
شد طلوع دیگری ازسوی یار گویدم آن را بدل صبر و قرار گر که گمره گشته ای در طول راه دست اندازی کنی بر ماه و چاه بشنو او را آن که گوید بنده ام گر تو اسرافی کنی بر خود که من شرمنده ام تو مباش مایوس ا